ذبيح الله صفا
903
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
خواجه عماد الدين محمود گاوان ( كشته در 886 ) بود و در دربار سلاطين بهمنى بتشويق آن وزير فاضل سمت ملك الشعرايى يافته و با شاعرى ديگر بنام ملا سامعى كه او هم در اتمام بهمننامه دست داشته معاصر بوده است « 1 » . نظيرى نيشابورى از ميان شاعران عهد خود با ثنايى مشهدى و شكيبى اصفهانى دوست بود . براى نخستين مرثيهيى ساخت و دومين را در مكاتبات اخوانى « استادى ، سندى » خطاب مىكرد « 2 » ولى ميان او و آن ديگران چون ظهورى و ملك و عرفى صفايى نبود و از حيث قدمت خدمت در نزد خانخانان بر ديگران مقدم و به همين سبب بسيار محترم بوده است ، و اگرچه عرفى خود را از همهء بزرگان گذشته و معاصر برتر مىشمرد ولى تفوق نظيرى هم در عصرش بر عرفى محل قبول بود و واقعا نيز چنين است . شايد اگر عرفى زمان مىيافت و سالمندى بيشتر و تجربهيى افزونتر از آنچه در جوانى حاصل كرده بود ، فراهم مىآورد ، بر حريف خود در شاعرى چيره مىگرديد ولى اگر به آنچه بود و هست تكيه كنيم جلاى فكر و شكوه سخن نظيرى و پختگى و يكدستى الفاظ و مهارت او را در بيان معانى بيشتر مىيابيم و از سخنشناسان بزرگ بعد از نظيرى و عرفى ، ميرزا صائب به اين نكته اشارهء صريح دارد و ضمن اعتراف خود بفروتر بودن از مقام نظيرى چنين مىگويد : صائب چه خيالست شوى همچو نظيرى * عرفى بنظيرى نرسانيد سخن را و شايد از ميان شاعران معاصر نظيرى كسى بصراحت رسمى قلندر « 3 » او را در شعر خود نستوده و ببلندى مرتبهاش در سخنورى اعتراف نكرده باشد ، آنجا كه در مدح ميرزا عبد الرحيم خانخانان و ذكر سخنوران درگاهش گويد : ز ريزهچينى خوانت نظيرى شاعر * رساند كار بجايى كه شاعران دگر كنند بهر مديحش قصيدهها انشا * كه خون ز رشك فتد در دل سخنپرور « 4 »
--> ( 1 ) - ايضا همين كتاب ، ج 4 ، ص 327 . ( 2 ) - تذكرهء ميخانه ، ص 793 . ( 3 ) - دربارهء او بنگريد به همين جلد ، حاشيهء ص 885 . ( 4 ) - اشاره است باينكه نظيرى خود ممدوح شاعران عهد خويش بود چنان كه پيش از اين گفتهام .